بوی انار کال می دهی
که تنها وعده ی بهشت بود
بر شاخه نمی پاید
روزی سر انجام
به شایستگی و بایستگی خاک خواهد رسید
ـ این را هم تو گفتی
پس من کجای شعرم !؟
جهنم
اصلاً از وقتی به دنیا آمدم دوست داشتم
رمان بنویسم
این چند رمان بزرگی را هم که خواندید
من نوشتم ُ تقدیم به خورشید کردم
ولی دوستم ندارد
شاید
چیزی
حتی
از حوالی آرزو ی ما هم نمی داند
نیاز شدیدی به معجزه دارم
می خواهم خورشید را در آسمانم نگه دارم
سیب من را همگان گاز
خودتان سیب ندارید مگر؟
آی ای مردم شهر
همتان را گویم
سیب های خودتان را بخورید
سیب من بر دهناتان گس
سیب من را خوردید
به جهنم بروید
سیب من را خوردید
دانه هایش بدهید ...
خرید اینترنتی کتاب آنسوی مترسک ها
آن سوی مترسک ها
با همکاری موسسه ی حمایت از بیماران تالاسمی
در جهت حمایت از بیماران تالاسمی
انتشارات ارغنون۱۳۸۴